محمد باقر النجفي

64

مدينه شناسى ( ط مشعر ) ( فارسى )

مدرك نيز وجود دارد . آنچه گفته شد ، مؤيّد آن است كه مسئلهء جاسوسى در كار نبوده و مأموريّت خاصّى در اين خصوص به طلحه داده نشده بود ؛ يا لااقل بايد اين مورد را از همان موارد نامطمئن و مشكوك تاريخى به شمار آورد . و ذىسهم شدن طلحه در غنايم بدر ، اولًا مبهم و به گفتهء جلال سيوطى در « الخصائص الصغرى » : « وضرب لعثمان رضىاللَّه عنه يوم‌بدر به سهم و لم يضرب لأحد غاب غيره » . « 1 » و ثانياً نمىتوان به فرض آن هم به چنين مسؤوليّت يا مأموريّتى باور آورد . تنها مىتوان مطمئن شد كه بر اساس منابع تاريخ و سيره ، پيامبر صلى الله عليه و آله در هنگام اقامت در مدينه ، از مسير كاروان ابوسفيان - كه طبعاً خبر آن به علّت اهمّيّت خاصّ آن و عبور از ميان قبايل هم‌پيمان انصار مدينه شيوع يافته - مطّلع شده و تصميم گرفته‌اند تا با عده‌اى از مسلمانان به سوى آن حركت كنند . مسئلهء مهم اين است كه بررسى كنيم : چرا و به چه انگيزه‌اى پيامبر صلى الله عليه و آله قصد كاروان ابوسفيان را نموده است ؟ نكتهء حسّاس و به عقيدهء نگارنده : نقطهء عطف تاريخ اسلام در همين انگيزه و هدف نهفته است . با توجّه به تحليل موقعيّت مسلمانان پس از هجرت و زمينه‌هاى اختلاف با مكّىهاى قريشىنَسب و دو واقعهء تهديد « سعد بن معاذ » و قتل « عمرو بن حضرمى » بايد با نهايت امانت و دقّت در اسناد تاريخى مربوط به واقعهء بدر بنگريم و به شناخت هدف و انگيزهء خروج پيامبر صلى الله عليه و آله به سوى يك كاروان تجارتى نائل آييم ؛ تا معلوم گردد آيا آنچه در صفحات گذشته به عنوان تحليل « موجبات واقعهء بدر » آورديم ، با اسناد تاريخى ديگر منطبق و موجب يقين مىشود ، يا ضعف و شك را به همراه دارد ؟ اينك مدارك قديمى را بازنگرى مىكنيم : واقدى بىآن‌كه راويان سند را ذكر كند ، مىگويد : وقتى پيامبر خبر ورود كاروان ابوسفيان را به سرزمين حجاز شنيد ، گفتند :

--> ( 1 ) . « براى عثمان ( كه غايب بود ، از غنايم ) سهمى درنظر گرفته شد و جز او ، براى هيچ‌يك از غايبان سهميه‌اى مقرر نشد » . نك : « السّيرة الحلبيّه » ، ج 2 ، ص 439